تبليغاتX
قلم به دست، خوش می‌نویسد از حال زندگی...
دست‌نوشته‌های عرشیا قاسمی‌افشار

مونده یه بوی سنبل
.
.
.
از عاشقای بلبل

+ نوشته شده در  87/08/12ساعت 12:58  توسط عرشیا قاسمی‌افشار  | 


بگو ای دل

.
.
.

از ...

زاری مانده هایت...!


+ نوشته شده در  87/08/12ساعت 12:55  توسط عرشیا قاسمی‌افشار  | 


از دل بید

می ریزد،

اشک های تشنه انگار!

+ نوشته شده در  87/08/12ساعت 12:51  توسط عرشیا قاسمی‌افشار  | 


اگر گفتی، منم گفتم...

ولی حیف... که نگفتی!


گر بودی، منم بودم...

ولی حیف... که نبودی!


اگر خواستی، منم خواستم...

ولی حیف... که نخواستی!



+ نوشته شده در  87/08/12ساعت 9:20  توسط عرشیا قاسمی‌افشار  | 

 بوي اميد و سرنوشت / بوي بهار بوي بهشت

عيد اومده كاشته شده / پيش اميد و سرنوشت

+ نوشته شده در  87/05/09ساعت 21:26  توسط عرشیا قاسمی‌افشار  | 


پاي صندوق هاي رأي
رأي مي دهم به عشق...

+ نوشته شده در  87/05/09ساعت 20:47  توسط عرشیا قاسمی‌افشار  |